جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ - ۲۲:۲۸

تقدیم به روح ملکوتی استاد شجریان

نامیرا

بقلم؛  مهراب عالــی

از هزار و سیصد و نوزده تا هزار و سیصد و نود و نه
حنجره ای به لطافت هشتاد سال، صدایی نامیرا برای تمام تاریخ ایران زمین، زمزمه حسرت و امید های دلشدگان، از ابوعطا و بیات تا افشاری و دشتی، از سعدی و حافظ تا مولانا، از صدای سخن عشق تا تفنگت را زمین بگذار

ایستاده در امتداد یک تاریخ طوفانی، محجه البیضاء جامعه حسرت، جامعه سر بر گریبان فرو برده و در خود خزیده، تفنگ بر دوش و خو گرفته به بوی خون خویشتن، محصور در دیوارهای نفرت و کینه؛
آری نبود بر سر آتش میسرت که نجوشی!

و امروز مرثیه ای بر تابوت تاریخ ایران
حاشا که به عالم ز تو خوشتر یاریست!
آنگاه که همراه شو عزیز می خواندی،
چشم به کوه دوختیم تا پیغمبر وار از فراز کوه، رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بر لب ظهور کنی

و آنگاه که دست خیالمان در دامان ساقی سیمین ساق بود و به مژگان سیه هزاران رخنه در دینمان می رفت، حلاوت ادرکاسا و ناولها را ارزانیمان می داشتی؛
تو که سلطانی عالم را طفیل عشق می دیدی و در بزنگاه دلدادگی:
از صدای سخن عشق ندیدی خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
۱۷ مهر ۱۳۹۹

@eilnews

لینک کوتاه : http://eilnews.ir/?p=5212
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما