دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۰

«کوگ»تاراز، بخوان و «بردشیران»خفته را بیدار کن

بقلم؛سردبیر ایل نیوز

بازنشر

اکنون که این مطلب را می نویسم، غارتگران آب در حال برنامه ریزی برای نابودی قلمروی ایل از طریق تونلهای غارتند و گسستگی مردم قلمروی یاد شده نیز آنگونه است که باید مرتب به گذشته پرافتخار رجوع  و اتحاد را در تاریخ جستجو نمایند.از خود می پرسم آیا میرشکالی هست که بر فراز تنگ بابا فرج، کوه منار،صخره کلچین یا بر بلندای دنا، زرده و جهان بین رود  و ساز “هیوری” و”گوگری” سر دهد؟در اندیشه بیدار کردن “بردشیران خفته ام” .چه بر سر ما آمده است که تونلهای غارت تا زیر پایمان آمده اند و  ما خفته ایم. از یک طرف،استان همسایه به پروژه آبرسانی بن-بروجن یورش برده و ضمن تخریب پروژه ،ماشین آلات و تجهیزاتش را نیز به غارت می برند.این سو نیز ،سلسله تونل های غارت تمامی ندارد.غارتگران به آب های سطحی قانع نشدند و به آب های زیر سطحی هم قانع نخواهند شد آنها تا مردمان قلمروی تاریخی را دسته جمعی در گورهای بزرگ غارت جا ندهند دست بردار نیستند.در موضوع مافیای آب به هر سو که می نگری،تاریکی هست و چراغی مرده!

غزلخوانی هم که اتحاد و «گوگری» را به ما گوشزد می نمود ،۱۴سالی است که با همه “تهنایی” به کوچ ابدیت رفته و نیمه آبان را برای ما به روزی خاص تبدیل کرده است.

مخاطبین گرامی،آبان برای ما مردمان ایل, ماه بهمن است،او که نماد وحدت ایل بود،حماسه مشروطه خواهان، قیام شیر علیمردان و تاریخ سواران، دلاوران و بزرگان را برایمان روایت می کرد و از برنوبدستان می گفت ،از ” هالو زال ” می خواند و نصیحت های خیرخواهانه اش،از کوچ میخواند و لحظه مقدس “مال کنون”، لحظه هجرت ، لحظه دلبریدن از دلبستگی ها و وابستگی ها، می خواند.

آری! او از “وارگه ” های خالی پس از کوچ خواند ، از غربت خان شهیدم علیمردان گفت ،برای “ایلدای بزرگ “و فرمان دفاع از مشروطه اش نغمه سر داد ،برای سواران و سرداران حماسی خواند، از “لیش” بودن “تهنایی” گفت و به اتحاد وهمبستگی و”هیوری” دعوتمان میکرد. از خاطرات پاک اجدادمان گفت ،از شادی ها و غم های مردمان ایل خواند. به “گوگری” ما را فرا می خواند وبه “دس به یک دادن” و”جون سی یک دادن” اندرزمان می داد . آری برادران و خواهران و هم تباران ، “کوگ تاراز” از اینها که گفتم و آنهمه که نگفتم ،خواند. ولی افسوس که ما با او نخواندیم.

اینک ، ما ماندیم و بغضی نشکفته ،کارونی به تاراج رفته و زردکوهی سوراخ سوراخ شده از تونل های غارت، محرومیتی چسبیده بر پشت نام شهرها و آبادی هایمان و البته جکها و توهین هایی که ما به ازای آب غارت شده دریافت می داریم.

ای زردکوه، ای دنا ، ای کوهرنگ و سبزه کوه و اندکا ،ای بابااحمد : ما خفته ایم و شما بیدار!!! کدامین یک از شما صدای آوازه خوان ایل را بر گور جهنمی بهشت آباد  و دیگر تونل های غارت که نعره بلعیدن یک قلمرو را سر می دهد،پژواک میدهد؟

ای “شمال باد” ای نسیم باد صبا، تو در این گسستگی ، پیام “گوگری” و “هیوری” را به کوچه های آشنا برسان و موسم کوچ را “هیجار” کن .کوچی دست جمعی از “تهنایی” به “گوگری” و ” هیوری ” . ای جوانان و جوانمردان، این پیام برآمده از این دل تنگ که از کرانه کویر، برای دیار مشروطه خواهان دلتنگی می کند را کوچه به کوچه و حنجره به حنجره به مردم قلمروی ایل برسانید.

و تو  ای« کوگ »غزلخوان ایل، باز هم بخوان، تو از مصیبت رفته بر برادران و خواهران مان در روستای چنار محمودی بخوان، ما خود میدانیم و رسم ایل و آن وزیر گستاخ ، ای باربد ایل من بخوان ،بخوان تا آسمان هم با تو بغرمبد و باران رحمتش را بر کارون ، زرده ،کلن چین،آسماری ،کلار،سبزه و تنگ بابافرج …ببارد و آنسان، گل های “باوینه” شکوفه زنند و جوانه های کرفس از زیر برف سر برآورند و بوی چویل دشتهای لاله و شیمبار و قلمروی ایل را فرا گیرد و بدینسان «بردشیران»و شیران سنگی خفته را بیدار نماید.

والعاقبه للمتقین

لینک کوتاه : http://eilnews.ir/?p=5284
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما