جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۳

شیر زاگرس با چشمان باز پای جوخه اعدام

بزرگ علوی» می نویسد: علی مردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند. هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت…

شیر زاگرس با چشمان باز پای جوخه اعدام

سپیده دم یکی از روزهای آدر ماه ۱۳۱۳ حیاط زندان قصر فضای غم انگیزی بخود گرفته بود. در وسط سنگ فرش حیاط چوبه داری دیده می شد که در فاصله معینی تعدادی نظامی مسلح در حالی که تفنگهای خود را آماده شلیک می کردند همچون شغالان شیری را نشانه رفته اند .
اعدامی جامه‌ای زیبا بر تن کرده» و «سر و رویی آراسته» داشت استوار و حلاج وار بدون آنکه ذره‌ای ترس در وجودش داشته باشد، به شغالان دستگاه استبداد می نگریست .با جبینی باز و لبانی پر از خنده احوالپرس سربازان شد و خود را باقتلگاه رسانیده بود. وقتی یکی از سربازان می‌خواست چشم‌هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می‌کند، من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم. چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.
سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن سردار دلیر بختیاری بود می‌نویسد: در آخرین لحظاتی که می‌خواستند وی را به چوبه دار ببندند کلاه پهلوی خود را به نشان نفرت از رژیم پهلوی مچاله کرد و دور انداخت و صدای رسایش که می‌گفت «زنده باد ایران و آزادی» با صفیر چند گلوله خاموش شد و لحظاتی بعد جسد بیجان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت و در میدان‌های جنگ هیچ رزمنده‌ای پشت او را ندیده بود دمر بپای چوبه دار بر زمین در غلطید.
آری، برادر شهیدم علیمردان خان سر به دار داد و تن به ذلت مداد. خون او ضامن آزادی وطن شد و سرگذشتش قصه مام وطن.

لینک کوتاه : http://eilnews.ir/?p=1516
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما