جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۵

نامه جام زهر را نخوانده امضاء زدم.

به من گفتند مشاوره های خیرخواهانه به رهبری است من هم نخوانده امضاء زدم.جانم را فدای انقلاب و رهبری می نمایم.

بقلم سردبیر ایل نیوز

برای پیگیری علت مرگ مرحوم سید علی صفدر حسینی با گل محمد صالحی سلح چین نماینده دور ششم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه شهرستان لردگان و یکی از امضاء کنندگان نامه موسوم به جام زهر تماس گرفتم.راستش بنای مصاحبه نداشتم فقط می خواستم علت مرگ نماینده فقید لردگان و بروجن را از ایشان پیگیری نمایم. اما ذهن کنجکاو و دهها سوالی که از دوران دبیرستان و دانشگاه همراهم بود و همچنین اشتیاق ایشان برای گفتن ناگفته هایی که بیش از بیست سال بازگو نکرده بود صحبت ما را طولانی نمود. او هنوز هم مرد خوش برخورد و خوش مشرب سابق بود همچنان در بین صحبت های جدی سیاسی اش شوخی می کرد و می خندید. آخرین بار او را در یکی از جلسات علنی مجلس ششم دیده بودم ۰یاد دارم  که باتفاق یکی از اساتید و جانبازان دوران دفاع مقدس برای کاری به مجلس شورای اسلامی رفته بودیم به تماشای جلسه علنی نشستیم  وناهار را هم با ایشان میل نمودیم. آنموقع صالحی سلح چین، گل محمد بود و چند ماهی تا امضای نامه جام زهرش مانده بود.هر چند که بعد از مجلس ششم وآن نامه کذایی یکی دو بار دیگر هم سودای نمایندگی کرده بود و لکن نگارنده  از آن روز اگر او را هم دیده است بیاد ندارد . اکنون که  در شامگاه یکی از روزهای سرد آذرماه نود و هشت با او صحبت میکنم شرایط بکلی عوض شده است. از آن امپرطوری نادر گونه جبهه مشارکت در مجلس ششم، نه نادر بجا ماند و نه نادری! حزب بکلی منحل شد. برخی از اعضا تواب شده و مسئولیتهایی هم گرفته اند، برخی هم به خارج گریخته و پناهنده شده اند و جمعی دیگر نیز به حزب اراده ملت پیوسته اند. اما گل محمد قصه ما اکنون امیرمحمد شده است  و برای پیدا کردن او هر سه دسته را گشتم، در هیچکدام از این دسته ها  پیدایش نکردیم.لذا اگر شما خوانندگان گرامی می خواهید بدانید گل محمد صالحی در کجای این قصه قرار دارد با من همراه شوید تا به اتفاق گل محمد به  فراسوی زمان سفر نماییم و در اردیبهشت سال ۱۳۸۱ در بهارستان تهران،ساختمان قدیم مجلس، درست در جایگاه تماشاچیان پیاده شویم .اکنون که وارد جایگاه شده ایم اجازه دهید تا گل محمد  خود پرده از این راز برداشته و در خصوص نامه معروف به جام زهر و حال و هوای مجلس ششم با شما صحبت نماید.

باسمه تعالی

در مجلس ششم چند موضوع مطرح شد ،ارائه لایحه اختیارات، طرح نامه به مقام معظم رهبری، طرح اصلاح قانون مطبوعات وپرداختن به تحصن و استعفا ،در سال ۱۳۸۰ در مجلس ششم بحث اصلاح قوانین مطبوعات مطرح شد که با حکم حکومتی مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، چون این طرح با شرایط جامعه یا تطبیق نداشتن با قوانین، از دستور کار خارج شد. عده ای از نمایندگان مشارکتی و تندرو اصلاح طلب، مجلس را ترک کردند. تعداد افرادی که در مجلس حضور داشتند، حدود ۳۰ یا ۳۲ نفر بودند که بنده هم جزو این ۳۲ نفر بودم که حتی به بنده هم پیشنهاد شد که مجلس را ترک کنم که گفتم خط قرمز بنده اینجاست. که حتی رییس وقت مجلس هم خطاب به ما اعلام کرد که ولایت فقیه یعنی همین و خامنه ای خمینی دیگر است. بعد از چندی رییس مجلس دعوت کرد و در نهایت نمایندگان بازگشتند و نهایتا طرح از دستور کار خارج شد. بعد از این قضیه بود که نمایندگان تندرو نامه ای را خطاب به رهبری تنظیم کردند. وقتی نامه را برای امضای بنده آوردند، گفتند که (مشاوره های خیرخواهانه به رهبری) است و بنده که فرصت نکرده بودم محتوای نامه را بخوانم، امضا نمودم. بیست دقیقه بعد که متوجه شدم موضوع از چه قرار است، بلافاصله نامه ای را خطاب به رییس وقت مجلس نوشتم.
بعنوان یک بسیجی و سرباز این انقلاب و با اعتقاد به اینکه طبق اصل قانون اساسی، تدوین سیاست های داخلی و خارجی نظام را جزو وظایف رهبری دانسته و می دانم؛ درخواست حذف امضای خود را به رییس مجلس شورای اسلامی ارایه می نمایم.
از آنجاییکه تندروها بلافاصله بدون اطلاع، نامه را در سایت ها منتشر کرده بودند و ناخواسته اسم بنده نیز در آن نامه وجود داشت و  هجمه هایی علیه بنده شکل گرفت. در اکثر شهرها علیه امضا کنندگان راهپیمایی هایی شده بود. ولی ازآنجایی که بنده بلافاصله در نماز جمعه لردگان شرکت کرده بودم و قضیه را برای مردم شهرستان صادقانه مطرح نمودم، مردم نیز متوجه اصل ماجرا شدند.

مدتی بعد آقای (میر محمدی) نماینده قم که در بیت رهبری نیز بودند، به بنده پیشنهاد دادند که در جلسه ای که تعدادی از نمایندگان با رهبری دارند، حصور پیدا کنم که بنده با کمال میل پذیرفتم. حدود ۲۰ نفر یودیم که هر کدام از حضار در حد ۵ دقیقه به صحبت پرداختند و بنده نیز صادقانه واقعیت های جامعه و منطقه را برای ایشان تشریح کردم. هنگام نماز ظهر بود که حضرت آقا برخاستند و بنده نزد ایشان رفتم و ماجرای نامه را خدمت ایشان عرض کردم و حضوری از محضر ایشان عذرخواهی کردم.

. چطور ممکن است که بنده به شهدایی که خودم آنها را کفن کردم و با دست های خودم غسل دادم و دفن کردم؛ به این شهدا و رهبر این شهدا خیانت کنم؟

@eilnews

لینک کوتاه : http://eilnews.ir/?p=2125
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما