یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۴:۳۲

درد بر درد و زخم بر زخ

زخمِ جسم تلخ است و ناگوار وتحملش سخت ولی طبیعت انسان را خدای یکتا بسانی آفرید که بزرگترین زخم و امراض را تحمل می کند،چه درمان بشوند وچه تا آخر عمر با تب و رنج مرض، دست به گریبان باشد. اما گاهی و جایی، دردهای به انسان تحمیل میشود که فراتر از دردهای جسمی،زخمی بر رگ های نرم و نازک روح وی زده و طاقتش را طاق و دلش را زار می کند.زخم هایی که خون ندارند اما، خون را در رگ خشک می کنند،زخم هایی که قابل دیدن نیستند اما درد آنها فریاد انسان را تا هفت آسمان می رساند.زخم زبان،نیش، کنایه،ترهم و…و کاسبی شهرت با پا گذاشتن بر استخوان های رنجورِ انسان هایِ درد زده،دردهای ناشی از زخم های نامرئی هستند که دل را به زیر پا می برند و بلور شخصیت ها و تُنگ غرورها را خرد می کنند.مرز میان حیا و ریا در زمان دیدن دردمندی دیگران باریک و بند آبروی دردمند به باریکی مویی است که انسان درد شناس تمام تلاشش را می کند که این نازک موی پاره نشود،چون اگر بریده شود دیگر توجه و همدردی و یاریگری هیچ ارزشی ندارد.
به چنار محمودی می رویم و قصه ی پر غصه ی مملو از درد و ابهام آن و پرونده ی پر از سیاه و سفیدی که جامعه و مسئولین در مواجهه ی با این هم وطنان رنجور از خود بجای گذاشتند.مصاحبه ها شد،عکسها گرفته شد،فرامین صادر شد،سخنرانی ها شد،کمسیون ها تشکیل شد،تصمیم ها گرفته شد وووو اما آنچه مغفول ماند شرح دردی است که بالای درد جسمیِ وارده به مردمِ مغموم و مبهوت از این بلای ناخواسته ونادانسته هر روز،بر درد های دیروزشان افزون میشود.آنجا که درد ایشان متاع کسب شهرت و موضوع مصاحبه ها ومبنای هجمه ها و منم منم ها میشود،صدای خرد شدن خشت خشتِ دیوار غرور تک تک مردم این روستا بگوش می رسد ودریغ و دریغا از کسانی که بی پروا برای کسب شهرت از پلکان ساخته شده از تکه تکه های خرد شده ی حیثیتِ ایشان بالا میروند و بی محابا چنگ در صورت یکدیگر نیز می کشند.آقایان مسئول،به کجا چنین شتابان؟!مگر خدمت رسانی و کاهش آلام ظاهری این مردم و تدارک اندکی امکانات برای شما که قبول مسئولیت کردید،جز وظیفه وانجام وظیفه چیز دیگری است که بخواهید با عکسها و تصویرها و گفتگو ها ومصاحبه ها،برای خود سهمی در شهرت قائل شوید و منتی بر کولِ خسته ی این مردم درد زده از دردی که خود نمی دانند چگونه مبتلا شدتد،بگذارید؟؟!! کمی مکث کنید و ببینید با رفتار خود چه بلایی بر شخصیت این مردم می آورید؟اگر فردی بیرون از دایره ی اداری و سیاسی قدمی برداشت و مسئوولی رده بالا وپایین، به هر دلیل به خواست وی وقعی نهاد و بر حسب وظیفه تسهیلاتی برای این مردم تدارک دید،چه دلیلی برای برآشفتن و خشمگین شدن هست؟ مگر نه اینکه مسئولین در موقعیت خود می بایست زمینه ی تعامل با اقشار مختلف و جذب پتانسیل تک تک افراد جامعه را برای خدمت رسانی بهتر،مهیا کنند؟؟پس چه دلیل دارد که از حضور یک هنرمند،یک ورزشکار،یک نخبه،یک خیر و…برآشفته شوید و سعی در حذف وی کنید؟ سخن از درد وارده بر مردم این دیار گفتن،تلخ است و ملازمه با احتیاط فراوان برای حفظ شان وحریم آنها دارد وبی گمان هرکس،در هر مقامی که سخنی بگوید یا کاری بکند که دل غم زده ی این مردم را به درد آورد،در درگاه عدل الهی بخشوده نخواهد شد.بیایید جاذب سلیقه های مختلف،تخصص های متعدد برای کمک به تعالی مملکت باشیم و رفتاری نکنیم که باعث دلزدگی کسانی شویم که به هر لطف الهی، هنری دارند،تخصصی دارند یا توان بازکردن گرهی از بند مشکلات دیگران دارند.بدانیم که هنرمند و مدیر کسی است که جاذب حداکثری و دافع حداقلی باشد.امید است از این روز به بعد کسی بخود جرات ندهد که از نمد درد زده ی مردم این دیار برای خود کلاهی بسازد و گذر زمان حلال بخشی از آلام ایشان باشد.

مخاطب ایل نیوز-نام محفوظ

 

@eilnews

لینک کوتاه : http://eilnews.ir/?p=4804
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما